خرید بک لینک
لحظه ای که با توام قند و شکر در کامم است

این شراب تلخ من همچو عسل در جامم است

فکر فردا را ندارم ، چون تو هر روز منی

کم ننوشم می که با تو خمره ها در بامم است

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 25 اسفند 1397 ساعت: 1:40

به نظر من حرف دل باید زده بشه.

باید گفت...

یعنی باید به زبون آورد.

ولی

لازم نیست که حتما آدم به یه نفر بگه...

میشه نوشت

میشه رو کاغذ نوشت

فقط برا خودت

میشه در وبلاگ باشه

همه بخونن...

میشه خیلی قشنگتر شعرش کرد

غزل

رباعی

دو بیتی...

میشه عشق.

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 25 اسفند 1397 ساعت: 1:40

شب یلداست، نگاهی به بهاران بکنیم
فارغ از هرچه که بوده یاد یاران بکنیم


باعث این همه گرمی که در این خانه ماست
یاد آن رزم و فدای سر به داران بکنیم

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 25 اسفند 1397 ساعت: 1:40

بیشتر جاها و مناطق ایران زندگی کردم...

شمال خیلی خوبه... آمل.

آذربایجان... تبریز. ماکو. خوی. ارومیه. اردبیل.

جنوب... ۷ ماه سال ۸۰ کیش بودم...

اصفهان...

شیراز یه چیز دیگست...

مشهد... فقط بازار.

بیرجند... خاطره...و خیلی دور

بلوچستان... دوستای باحال

کردستان... بانه... سنندج... مهاباد...

ولی تهران برا من همه چیزه.

اصلا خیلی...

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 25 اسفند 1397 ساعت: 1:40

بدم میاد از آدمهایی که وقتی بهشون محبت میکنی یا دوستشون داری فکر میکنن که بهشون احتیاج داری.

آدمهای بی لیاقت.

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 25 اسفند 1397 ساعت: 1:40

شد که پنهان باشی از خلقی و از ما نیز هم

شد که ساقی باشی و ما در صف آن چیز هم

ما بر این منوال تو عادت که نه، دل داده ایم

پس چه شد شمشیر تو بر جان ما شد تیز هم

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 25 اسفند 1397 ساعت: 1:40

صفحه بندی